خانه / مقالات تحلیلی / دانش، پژوهش و آموزش عالی (مقالات تحلیلی) / تب تحصیلات تکمیلی در سرمای بازار کار

تب تحصیلات تکمیلی در سرمای بازار کار

دسته اول که رشد میزان دانش آموختگان دانشگاهی به ویژه در مقاطع تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری را مطابق شاخص‌های توسعه‌ ذاتا امری مؤثر و مطلوب توصیف می‌کردند. به عنوان مثال رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قائل به وجود رابطه میان بازار کار و تحصیلات دانشگاهی نبود و گفته بود که ترجیح می‌دهد تا ایران مملو از بیکاران تحصیل‌کرده باشد تا بیکاران بی‌سواد. دسته دوم که تحصیل منهای بازار کار را بحران‌‌زا و نادرست می‌خواند و قائل به رابطه مستقیم بین تحصیلات دانشگاهی و نیازهای بازار کار بود. ظاهرا سیاست گذاران دسته اول که سودای اقتصادی نیز داشتند بر دسته دوم توفق یافتند.

رصد، مصطفی جهانگیر فیض آبادی / در سالیان اخیر، تب تحصیلات تکمیلی، نظام آموزش عالی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است. زمانی رقابت شدید برای ورود به مقطع کارشناسی بود، پس از آن تب تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشجویان را فرا گرفت و اکنون تب تحصیلات دانشگاهی، مقطع دکتری را نشانه گرفته است.

عوامل ایجاد کننده تب تحصیلات تکمیلی

دو عامل عمده، باعث ایجاد تب تحصیلات تکمیلی در کشور شده است. یک عامل، سیاست گذاری نادرست و عامل دیگر، فشار اجتماعی است.

سیاست گذاری نادرست

در شکل گیری تب تحصیلات تکمیلی دو دسته سیاست و خط مشی در سطح کشور با یکدیگر درگیر بودند: دسته اول که رشد میزان دانش آموختگان دانشگاهی به ویژه در مقاطع تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری را مطابق شاخص‌های توسعه‌ ذاتا امری مؤثر و مطلوب توصیف می‌کرد. به عنوان مثال رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قائل به وجود رابطه میان بازار کار و تحصیلات دانشگاهی نبود و گفته بود که ترجیح می‌دهد تا ایران مملو از بیکاران تحصیل‌کرده باشد تا بیکاران بی‌سواد. دسته دوم که تحصیل منهای بازار کار را بحران‌‌زا و نادرست می‌خواند و قائل به رابطه مستقیم بین تحصیلات دانشگاهی و نیازهای بازار کار بود. ظاهرا سیاست گذاران دسته اول که سودای اقتصادی نیز داشتند بر دسته دوم توفق یافتند.

استدلال اصلی سیاست گذاران دسته اول این است که اگر پاسخ مناسبی به گرایش جامعه به تحصیلات تکمیلی داده نشود و زمینه های تحصیل در داخل کشور فراهم نگردد، خیل عظیم متقاضیان، جذب دانشگاه های خارجی می شوند و به این صورت ارز از کشور خارج می شود. آن ها معتقدند پولی که قرار است از کشور خارج شود و توسط دانشگاه های خارجی که بعضا از کیفیت لازم نیز برخوردار نیستند دریافت شود، صرف توسعه دانشگاه های داخل شود.

در آینده رقابت بین دانشگاه ها برای جذب دانشجو به احتمال زیاد به افزایش کیفیت در این مقطع منجر خواهد شد و واحدهای دانشگاهی با کیفیت پایین تر برچیده خواهند شد

در راستای این سیاست بود که دانشگاه های دولتی از طریق تاسیس واحدهای دانشگاهی بین الملل و واحد های آموزش مجازی ظرفیت پذیرش خود را افزایش دادند. در کنار دانشگاه های دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی نیز با توجه به کم شدن دانشجویان مقطع کاردانی و کارشناسی، نسبت به جذب تعداد زیادی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دانشجویان دکتری اقدام کرد. در این فضا، دانشگاه پیام نور نیز از طریق کنکور کارشناسی ارشد و همچنین بدون کنکور از طریق دوره های فراگیر، دانشجویان زیادی را در مقطع فوق لیسانس جذب کرد.

نظام آموزش عالی با میدان دادن به سیاست گذاران دسته اول، شاهد افزایش بی رویه کمیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. لذا کاهش کیفیت آموزش در این مقطع و به وجود آمدن مشکل بیکاری یا نارضایتی شغلی ناشی از کار در مشاغل پایین در بین دانش آموختگان مقاطع تحصیلات تکمیلی اجتناب ناپذیر است.

فشار اجتماعی

عامل دیگر، فشار اجتماعی است. بسیاری از افراد، بدون این که احساس نیاز واقعی کنند یا واقعا به تحصیل علم، مطالعه و پژوهش علاقه مند باشند، بر اساس فشار ناشی از همراهی با جریان اجتماعی که شتابان و بدون هدف خاصی تحصیلات دانشگاهی را نشانه گرفته است، به دنبال کسب مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هستند.

این افراد احساس می کنند اگر به ادامه تحصیل روی نیاورند از دوستان، همسالان و همکاران خود عقب می مانند. حتی در این نگاه که هدف اصلی کسب مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری به هر قیمتی می باشد، علاقه به رشته تحصیلی یا کیفیت دانشگاه محل تحصیل در اولویت های بعدی قرار می گیرد.

مثلا برخی از افراد برای این که سریعتر در مقطع فوق لیسانس یا دکتری پذیرفته شوند، ممکن است بدون این که علاقه کافی داشته باشند و یا نیاز بازار را در نظر بگیرند، رشته هایی را انتخاب کنند که صرفا ظرفیت جذب بالایی دارند یا قبول شدن در آن ها آسان تر است. این افراد به این فکر نمی کنند که قرار است یک عمر را با رشته تحصیلی خود سپری کنند و در آن زمینه کار کنند، فقط به دنبال این هستند که هر چه سریعتر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری دریافت کنند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد را در جامعه می بینیم که در کاری غیر از رشته تحصیلی خود اشتغال دارند.

همچنین گروهی از افراد با اصل قرار دادن صرف گرفتن مدرک کارشناسی ارشد و دکتری، به کیفیت دانشگاه محل تحصیل خود توجه نمی کنند و حتی حاضر به ادامه تحصیل در دانشگاه هایی می شوند که از کیفیت آموزشی، پژوهشی و تجهیزاتی کافی برخوردار نیستند.

نتیجه گیری

در آینده نزدیک، به احتمال زیاد زمانی خواهد رسید که تب تحصیلات تکمیلی در کشور فروکش می کند. زیرا امروزه شرکت ها و سازمان ها دریافته اند که صرف داشتن مدرک تحصیلی توسط نیروهای انسانی کافی نیست و  مهارت های شغلی و تجربه کاری ارزشی بالاتر از مدرک تحصیلی دارد. بنابراین سازمان ها در بین خیل متقاضیان کار به دنبال افرادی خواهند بود که از مهارت های لازم برای شغل موردنظر برخوردار باشند. مهارت هایی که چندان در دانشگاه ها به دانشجویان آموخته نمی شود. در این زمان افراد بین صرف زمان و هزینه برای مهارت آموزی یا تحصیلات دانشگاهی ناگزیر به اولویت بندی می شوند. در این صورت افرادی که به دنبال کسب فرصت های شغلی در بازار کار هستند، مهارت آموزی را اولویت می دهند و صرفا کسانی تحصیلات دانشگاهی را اولویت می دهند که نسبت به تحصیل علم، مطالعه و تحقیق علاقه و انگیزه کافی دارند. این اتفاقی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته رخ داده است.

همچنین در آینده با توجه به افزایش ظرفیت دانشگاه ها در تحصیلات تکمیلی و کاهش جمعیت متقاضی تحصیل در این مقاطع مانند آن چه که در مقطع کارشناسی رخ داد، رقابت بین دانشگاه ها برای جذب دانشجو به احتمال زیاد به افزایش کیفیت در این مقطع منجر خواهد شد و واحدهای دانشگاهی با کیفیت پایین تر برچیده خواهند شد.

در سالیان اخیر، تب تحصیلات تکمیلی، نظام آموزش عالی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است. زمانی رقابت شدید برای ورود به مقطع کارشناسی بود، پس از آن تب تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد دانشجویان را فرا گرفت و اکنون تب تحصیلات دانشگاهی، مقطع دکتری را نشانه گرفته است.

جوابی بنویسید